آنچه در شبِ سمنان / شبهای بخارا گفتم
با اجازه و هماهنگیِ دوستانِ دبیرخانۀ شبِ سمنان / شبهای بخارا، دو فایلِ مرتبط با صحبتهای خودم را در اینجا قرار میدهم. فایلِ بخشِ اول در آن شب پخش شد اما فایلِ دوم به خاطرِ فشردگی برنامه پخش نشد. لطفا ببینید و نظرتان را بنویسید. – بخشِ یکم: سمنان در نقشههای قدیمیو نامِ سمنان (دربارۀ […]
زرتشت، آنطور که ابوریحان بیرونی نوشت: زراتشت ، زرادشت
اکبر داناسرشت که کتابِ آثار الباقیه (که اصلِ آن به عربی است) بیرونی را به فارسی ترجمه کرده، میگوید که ابوریحان نامِ زرتشت را همه جا دراین کتاب به صورتِ “زرادشت” و “زراتشت” آورده است. و خودِ مترجم در کتابش، همه جا آن را به “زردشت” اصلاح کرده و آورده است. اینطور که به نظرِ […]
رَزَوُن / رَزبان / باغبان / رضوان / نگهبانِ بهشت
رز – رزَوُن / رَزَبُن – رزبان – رضوان
واژۀ سمنانی/فارسی در عربی؟
با این که تو میگویی هم یکیام!
[از شیخ علاءالدوله] پرسیدند که: مولانای رومی چون کسی بود؟
– بندی از چهل مجلس
نَلی nali / نَلیچا naličā
واژۀ فارسیِ “نهالی” یا “نهالین” به معنیِ تشک/دوشک و زیرانداز است. نمونههایی از آن را در شعرِ شاعرانِ قدیمتر ببینید: نهالی همه خاک دارند و خشتخُنُک آنکه جز تخمِ نیکی نکِشت(فردوسی) اگر شاه باشیم و گر زردهشتنهالین ز خاک است و بالین ز خشت(فردوسی) و سعدی در گلستان:هر پیسه گمان مبر نهالی است شاید که […]
