ناصر خسرو در سمنان

Ehsan Ebrahimian 

ناصر خسرو قبادیانی در سفرنامه‌اش اینطور می‌آورد:

… و دویُمِ ذی‌القعده از نیشابور بیرون رفتم و در صحبتِ خواجه موفّق که خواجۀ سلطان بود، به راهِ کوان1 به قومس رسیدم و زیارتِ شیخ بایزیدِ بسطامی بکردم، قدّس الله روحه.2
روزِ آدینه هشتمِ ذی‌القعده از آنجا به دامغان رفتم، غُرّۀ ذی‌الحجۀ سنۀ سبع و ثلاثین و اربعمائه3 به راهِ آبخوری و چاشت‌خوران به سمنان آمدم و آنجا مدتی مُقام کردم و طلبِ اهلِ علم کردم. مردی نشان دادند که او را استاد علی نسائی می‌گفتند. نزدیکِ وی شدم. مردی جوان بود، سخن به زبانِ فارسی همی‌گفت، به زبانِ اهلِ دیلم، و موی گشوده؛ و جمعی نزدِ وی حاضر. گروهی اقلیدس می‌خواندند و گروهی طب و گروهی حساب. در اثنای سخن می‌گفت که: “من بر استاد ابوعلیِ سینا رحمه الله علیه چنین خواندم و از وی چنین شنیدم”. همانا غرضِ وی آن بود تا من بدانم که او شاگردِ ابوعلیِ سیناست.4 چون با ایشان در بحث شدم او گفت: “من چیزی از سیاق دانم و هَوَس دارم که چیزی از حساب بخوانم”. عجب داشتم و بیرون آمدم و گفتم: “چون چیزی نداند چه به دیگری آموزد؟” …

  1. کوان: جویان یا گویان، که مقدسی در احسن التقاسیم آن را “کویان / جویان” آورده و ابنِ حوقل در صورت الارض “جوین” آورده و شکلِ جدیدتر آن جُوِین است. ↩︎
  2. خوب است توجه کنیم که ناصر خسرو “قومس” را معادلِ شهرِ “دامغان” نمی‌داند و مشخصاً قومس نامِ محدوده و گستره و ایالتی بوده که حداقل بسطام و دامغان و سمنانِ فعلی را در بر می‌گرفته است. ↩︎
  3. غُرّه: روز اول ماه. پس تاریخِِ ورودِ ناصرخسرو به سمنان روزِ اول ذی‌الحجه 437 هجری قمری است، معادل 25 خردادِ 425 هجری شمسی است. ↩︎
  4. چون فوتِ ابنِ سینا را در سالِ 428 هجری گزارش کرده‌اند، این “علی نسائی” احتمالا زمانی بینِ سال‌های 415 تا 428 هجری که ابنِ سینا در اصفهان جلساتِ درسی برقرار داشته، فیضی از حضورِ شیخ برده است. ↩︎

Recommended Posts

آنچه در شبِ سمنان / شب‌های بخارا گفتم

با اجازه و هماهنگیِ دوستانِ دبیرخانۀ شبِ سمنان / شب‌های بخارا، دو فایلِ مرتبط با صحبت‌های خودم را در اینجا قرار می‌دهم. فایلِ بخشِ اول در آن شب پخش شد اما فایلِ دوم به خاطرِ فشردگی برنامه پخش نشد. لطفا ببینید و نظرتان را بنویسید. – بخشِ یکم: سمنان در نقشه‌های قدیمیو نامِ سمنان (دربارۀ […]

 

Leave A Comment