سوالَ / سوالَزار – سپاری
در سمنانی “سوالَ suāla” یعنی ساقۀ خشک گندم و جو که پس از درو بر زمینِ کشاورزی باقی میماند.
و وقتی مرزرعه را درو میکنند و فقط این تهساقهها بر زمین میماند، مزرعه را “سوالَزار suāla.zār” میگویند.
در فارسی در اشعار و متونِ قدیمی، این واژه به صورتِ “سپاری” و “سپاره” آمده است:
به کِشتِ بیگهی مانی که در تو
نبینم دانه جز کاه و سپاره
-ناصر خسرو
“سپاری زار” هم در واژهنامهها ضبط شده است.
اما جالبتر از همه، در جایی از اسرار التوحید فی مقاماتِ شیخ ابوسعید (که در قرن 6 هجری نوشته شده) به همین صورتِ “سوال” و “سوال زار” آورده شده است:
“… پس اهلِ میهنه پرسیدند تا آن آتش چه بوده است؟ معلوم شد که جمعی از بَرزیگران در آن کوه کی نزدیکِ میهنه است غلّه کشته بودند، و بدروده و خرمنها بسیار جمع کرده، در شب آتش کرده بودند از جهتِ نان پختن، قدری آتش در سوال زار افتاده باد آنرا تهییج کرده و میسوخت و شعاعِ آن بر آسمان افتاد … “
